تبليغاتX
Hey Everyone :-)

Hey Everyone :-)

خدای متعال به حضرت داود (ع) می فرماید:

ای داود. اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان, مدارایم با آنان و اشتیاق مرا به ترک معصیت هایشان میدانستند, بدون شک از شوق آمدن به سوی من می مردند و بند بند وجودشان از محبت من از هم میگسست...

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/12ساعت21:34توسط Purple | |

سلام

من همیشه با "ز" مشکل داشتم!

یعنی نمیدونستم که الآن این کلمه رو باید با "ز" بنویسم یا با "ذ"!

حالا تو این درسای املا هم میان کلمه های ۵۰۰ سال پیشو یاد میدن! 

آخه من نمیفهمم تو زبان فارسی که تلفظای این حروف با هم فرقی نداره چرا باید چند مدل داشته باشن؟!

+نوشته شده در دوشنبه 1387/07/29ساعت19:14توسط Purple | |

 سلام
من عاشقه گيتارم!
تصميم گرفتم که بعد کنکور برم ياد بگيرم!خيلي صداشو دوس دارم!وقتي يکي گيتار ميزنه من چشامو ميبندمو با تمامه وجودم گوش ميکنم!
به هر کي که گفتم ميخوام بعده کنکور برم گيتار ياد بگيرم همه گفتن گيتار خز شده يه سازه ديگه ياد بگير!!
مسخرست! يعني چي گيتار خز شده!مگه عوض شده؟! اين همون سازيه که همون اولشم بود!
مسخرست! اين معيارا و حدود کيا تعيين ميکنن!
يعني چي يه چيزي خزه يه چيزي باحاله!  بزارين مردم زندگيشونو بکنن! به علائقشون برسن!
همون آدمي که خيلي به خودش مينازه و هي ميگه اين خزه اون خزه منو اگه بکشنم عمرا" مثلا" اون کفشيو که اون ميپوشه نميپوشم!(يه مثال بود)
مگه نه اينکه همه تکن و هيچکي مثله اون يکي نيست! پس چرا سليقه هاشون بايد مثله هم باشه!
چرا همش دنباله تاييده بقيه ايم! به نظرم اگه به کاره هم کار نداشته باشيم و بزاريم هر کي زندگيه خودشو بکنه خيلي چيزا خيلي بهتر ميشه!

+نوشته شده در جمعه 1387/07/26ساعت16:9توسط Purple | |

سلام

امروز همينجوري تو سرويس نشسته بودمو طبق معمول آهنگ گوش ميکردمو تو حاله خودم بودم که يه صحنه ي افتضاح نظرمو به خودش جلب کرد!
من خيلي از اينکه يه نفر تو خيابون آشغال بريزه بدم مياد!مخصوصا" اگه طرف تو يا روي يه وسيله ي نقليه هم نشسته باشه و با بيخيالي آشغالاشو پرت کنه وسطه خيابون!!
 طرفاي ميدونه هفته تير بود ديدم يه موتوريه يه دستش به موتورش بود و تو اون يکي دستشم پر تخمه و چون قاعدتا"دست ديگه اي براش نميموند که پوست تخمه هاشو باهاش نگه داره تخمه که ميخورد آشغالاشو به شعاعه دو متر تف ميکرد!! و پوست تخمه ها ميخوردن به شيشه ي جلوي ماشين پشتي!
اين صحنه رو که ديدم با خودم فک کردم يعني واقعا" يه نفر نبوده که اين آدمو تربيت کنه و خوب و بدو بهش ياد بده!! يا حتي خودش با اون سن (سيو خرده اي ميزد!)نميتونه بفهمه که اين کاري که داره انجام ميده زشته!!!
بعدش تازه الآن ماهه رمضونم هست!!!
 تازه يکم که اومديم جلوتر يه آقاهه تو پياده رو وايساده بود و به افق خيره شده بود و داشت دماغشو تخليه ميکرد يا بهتر بگم از جا ميکند!!
 خلاصه که امروز در راهه برگشت از مدرسه از مناظر جالب و آموزنده اي بهره مند شديم!
آموزنده از اون لحاظ که :گفتم ادب از که آموختي گفت از بي ادبان!

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/04ساعت18:9توسط Purple | |

سلام

يه بار يه مسئله اي پيش اومده بود که يه مدت طولاني من خيلي افسرده و ناراحت بودم.
ولي با هيچ کس حرف نزدم . همه چيو ريختم تو خودم . حوصله ي حرف زدن با کسيو نداشتم. آخه کسي که نميتونست برام کاري بکنه.
بعد که اون قضيه هه به خوبي و خوشي تموم شد رفت پي کارش تازه مثلا" خواهرم فهميد که من تو اون مدت چه حالي داشتم و چقد افسرده بودم یعنی خودم وقتی از اون جریان خلاص شدم بش گفتم که چه حالی داشتم!
اينو که فهميد بهم گفت": انقد از آدمايي که بيخودي همه چيو ميريزن تو خودشون بدم مياد. خوب واسه چي اين کارو کردي؟ با من حرف ميزدي!"
منم گفتم خوب!
ولي ميدونين سر هر قضيه اي که با هر کي حرف ميزنم بدتر اعصابم خورد ميشه چون که بقيه حرفمو نميفهمن و درکم نميکنن!
منظورم اين نيست که چون تو همه ي موارد حقو به من نميدن پس درکم نميکننو آدماي غير منطقييي هستن! نه!
ولي خوب حداقل از 10 تا مورد که بهشون ميگم تو يکيش حق با من هست ديگه!
بعد از اين تجربياتي که از حرف زدن با بقيه کسب کردم بازم ترجيح ميدم که با کسي صحبت نکنم چون اينجوري حداقل خودم يه مورد به مواردي که باعث ناراحتي و عصبانيتم ميشه اضافه نميکنم!

+نوشته شده در شنبه 1387/06/30ساعت16:4توسط Purple | |

سلام

ميگما تا حالا به اين فک کردي که تو چه وضعيتي هستيم!!
خيلي بده !

آخه هر کاري که ميخواي بکني يا هر فکر و احساسي که داري همه ميدونن!!
تا يه چيزي ميگي ميگن :"آره شما هم الآن تو يه سني هستين که..."
رسما" فکرتو ميخونن
اون از بلوغ که تا بالغ ميشي دماغت اندازه ي سيبزميني ميشه و همه ميفهمن
اينم از رفتارا و تصميما و احساسات درونيمون که ماشاا... همه قبل از خودمون ازشون خبر دارن!

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/21ساعت13:49توسط Purple | |

سلام

به به امروز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم عجب روزیه!

به به از آفتاب قشنگش معلومه!

یکم که فک کردم دیدم که همه ی ۱۹ شهریورا انقد قشنگه!

دلیلشم معلومه دیگه...

تولد منه

تولدم مبارک

تولدم مبارک

 

 

پ.ن:حالا از همه ی این خوبیاش که بگذریم ... یه سال پیرتر شدم!!!

+نوشته شده در سه شنبه 1387/06/19ساعت11:2توسط Purple | |

سلام

ميگم زندگي خيلي رو آدم تاثير داره که چجور آدمي باشه!
به نظر من اونايي که بدون هيچ مشکلي زندگي کردن و هميشه مورد تاييد و تشويق بقيه بودن کار سختي نميکنن اگه آدماي آروم و مهربون و در کل خوبن.

من خودم وقتي خيلي کوچولو بودم هميشه وقتي مامانم خواهرامو دعوا ميکرد من ميرفتم اونور وايميسادم شروع ميکردم به گريه کردن که يعني دعواشون نکن در صورتي که قبلش همون خواهرم داشته با من دعوا ميکرده يا شايدم منو ميزده که مامانم از دستش عصباني شده و حالا داره دعواش ميکنه.
به خاطر اينکه اونموقع زندگيم راحت بوده و همه هم دوسم داشتن و هيچکيم دقيقه به دقيقه بهم گير نميداده.
ولي حالا همين من وقتي خواهرزادم که خيليم منو دوس داره و همش مياد ميچسبه به من اگه يکم زيادي نزديکم بشه و مزاحمم بشه بدجور حالشو ميگيرم در صورتي که عاديش اينه که يکم باش بهتر برخورد کنم... و وقتي هم که خواهرم از دستش عصباني ميشه و دعواش ميکنه من واقعا" حرصم خالي ميشه و آروم ميشم!
به بار داشتم يه مطلبي راجع به يه آدمي ميخوندم که خيلي موفقه خيليم همه دوسش دارن و اين آدم خيلي مهربونه و همه هم باش خوبن
منم با خودم فک کردم چقد خوبه که آدم اينجوري باشه واسه همين منم تصميم گرفتم امتحان کنم ببينم ميتونم انقد مهربونيمو ابراز کنم یا نه؟ 
ديدم اصلا" نميشه. من آدمه بدي نيستم فقط قضيه اينه که تنفرمو ابراز ميکنم ولي محبتمو نه. واسه همينم الآن به عنوان يه آدمه بداخلاق و عصبي تو ذهنه بقيه جا افتادم و ديگه هم حوصله ي عوض کردنه اين ديدو نسبت به خودم ندارم.
در حال حاضر از تمامه آدماي آروم و مهربون و درسخون و با ادب و حرف گوش کن و مورد تاييد بقيه و خوش قلب دروغين ... حالم بهم میخوره.
دروغين نه به اين معنا که اونا واقعا" اينجوري نيستن. به اين معنا که واسه اين خصوصياتشون تلاشي نکردن. شرايطه اين که اينجوري بشن واسشون مهیا بوده.

در کل ميشه گفت بعضيا نا خودآگاه مهربونن و خوب و ... و بعضيا هم ناخودآگاه بداخلاق و عصبي و ...

وقتي ميشيني چهارتا آهنگ بلند گوش ميکني همه بهت ميگن همين چيزا رو گوش ميدي که اينجوريیی! در صورتي که اصلا" نميدونن که خواننده داره راجع به چي ميخونه و واسه چي داره داد ميزنه.

اونروز کناره جزوم نوشته بودم 30Seconds To Mars!بقل دستیم بهم گفت نگار اینو پاک کن واسه چی به خودت انقد انرژی منفی میدی؟
منم گفتم : "نمیخوام پاک کنم! چه انرژی منفیی من این گروهو دوس دارم واسه چی انرژی منفی؟!"

واقعا" اگه آهنگایی که گوش میکنم نبودن من تا الآن مطمئنا"به تیمارستان منتقل شده بودم .
چون دوست درست و حسابی ندارم که باش حرف بزنم خواهرامم که درکم نمیکنن. من اصلا" کلا" آدمی نیستم که بخوام با یکی درد دل کنم چون بعد از اینکه حرفمو به یارو زدم اگه خوب درکم نکنه کاملا" ژشیمون میشم که حرفای دلمو بش زدم.
من فقط با همین آهنگایی که گوش میکنم زنده ام
چون خودم که نمیتونم اینجوری داد بزنم ولی اونا بجام این کارو میکنن.
و واقعا" خیلی از آهنگا هستن که وقتی گوش میکنم با خودم میگم اون کسی که لیریکه اینو نوشته چقد خوب تونسته حال و هوای منو به صورته یه ترانه در باره...! 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/06ساعت14:23توسط Purple | |

سلام

دیدین گلشیفته فرهانی توی یه فیلم با لئوناردو دیکاپریو و راسل کرو بازی کرده ...

اسم نقشش "عایشه" ست.

اسمه فیلمه هم اینه:"the body of lies"

کارگردانشم ریدلی اسکات! همون کارگردان گلادیاتور!

اطلاعات بیشترو میتونین اینجا ببینین و بخونین! 

www.imdb.com

برین اینجا سرچ کنین میاره براتون...

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/30ساعت17:15توسط Purple | |

سلام

من داشتم فک میکردم که این کنکور چه چیز سختیه!

این همه آدم که ۹۵٪ هم خرخونن باید با هم رقابت کنن!

حالا اگه بخوای یه رشته ی خوب هم قبول شی باید رتبت حداقل زیر ۲۰۰ باشه!

سختهههههههههههههههههه!

میدونی چرا سخته؟!

چون ملاک برتری خرخونیه!

نمیتونستن بجای این عربیه چرند! ۲۵ تا تست هوش بزارن!

که حداقل حق باهوشای تنبل(تنبله تنبلم نه ولی خوب اونایی که خرخون نیستن منظورمه!) ضایع نشه و به خنگای خرخون نرسه! 

ر ی د م تو این کنکور!

پ.ن: از اونجایی که چه خوشم بیاد و چه نیاد باید کنکور بدم ! نتیجه ی خوب هم باید بگیرم! پس ترجیح میدم خوشم بیاد! پس=> کنکور

+نوشته شده در سه شنبه 1387/05/08ساعت15:39توسط Purple | |